الملا فتح الله الكاشاني
349
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
امت بر آنست كه طواف صفا و مروه مشروعست در ( حج و عمره ) و خلاف در وجوب آنست نزد احمد سنتست لقوله * ( فَلا جُناحَ ) * كه مفهم تخيير است و اين ضعيف است زيرا كه نفى جناح دلالت بر جوازى مىكند كه در معنى وجوب داخل است پس دافع آن نباشد و ابو حنيفه بر آنست كه واجبست و جبر ترك آن بدم است و مالك و شافعى بر آنند كه ركن است لقوله عليه السّلام اسعوا فان اللَّه كتب عليكم السعى و جميع فقهاى اماميه بر اينند و مجمع عليه ايشان چنان كه مبين خواهد شد * ( وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً ) * و هر كه بطوع و رغبت خود بكند عملى نيكو از زيادتى طواف يا حج و عمره بر سبيل تبرع خيرا صفت مصدر محذوفست اى تطوعا خيرا و يا محذوف الجار است و ايصال فعل به آن و يا نصب آن بتعديهء فعل است به جهت آنكه تطوع متضمن ( فعل و اتى ) است يعنى هر كه بكند نيكويى را * ( فَإِنَّ اللَّه شاكِرٌ ) * پس بدرستى كه خدا جزا دهندهء شكر گويندگان است و اطاعت نمايندگان باضعاف ثواب * ( عَلِيمٌ ) * دانا باعمال بندگان بر وجهى كه هيچ چيز از آن بر او پوشيده و پنهان نيست پس به قدر آنچه واجبست ايصال آن از جزا عالم باشد و در ذكر لفظ شاكر تلطفست بعباد و مظاهرت در احسان و انعام بايشان كما قال مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّه قَرْضاً حَسَناً و بديهى است كه استقراض از حق تعالى ممتنع است لكن ذكر اين لفظ نموده بر طريق تلطف اى ( يعامل عباده معاملة المستقرض من حيث ان العبد ينفق فى حال غناه فياخذ اضعاف ذلك فى حال فقره و حاجته ) پس همچنين حقتعالى چون با بنده معامله شاكر مىكند از حيثيت آنكه ( ثنا و ثواب ) را براى او واجب ميگرداند از اين جهت خود را شاكر گفته از ابن عباس مرويست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه در جاهليت دو بت بودند ( يكى اساف ) نام داشت و ( ديگرى نائله ) اساف بر صورت مردى بود و نائله بر صورت زنى اساف را بر صفا نهاده بودند و نايله را بر مروه و اهل كتاب گفتهاند كه ايشان مردى و زنى بودند كه در خانه كعبه زنا كردند حقتعالى ايشان را سنگ گردانيد پس يكى را بر صفا نهادند و ديگرى را بر مروه تا خلقان آن را ببينند و از آن عبرت گيرند چون مدت متمادى بر اين برآمد مشركان پنداشتند كه ايشان را براى عبادت نصب كردهاند و طواف كعبه جهت تعظيم آنها است بعبادت آنها مشغول شدند و هر وقت كه سعى كردندى دست بر ايشان ماليدندى و بايشان تقرب جستندى و چون زمان اسلام در رسيد و خانه كعبه را از بتان پاك كردند و آن دو سنگ را نيز بشكستند مسلمانان كاره سعى آن بودند و متحرج به آن به جهت آنكه ميپنداشتند كه آن سنت جاهليت و شعار اهل شركست حقتعالى اين آيه فرستاد و رفع توهم و تحرج ايشان نمود و از صادق عليه السّلام روايتست كه آدم عليه السّلام در وقت هبوط بصفا نازل شد و حوا بمروه و به جهت اين صفا را باسم آدم صفى تسميه كردند و مروه را باسم